X
تبلیغات
رایتل

.: کرمانشاه دیار شیرین :.
نوشته هایی از کرمانشاه 
قالب وبلاگ
دیشب شیفت بودم. نیمه های شب یه زن و یه مرد با بچه شون اومدن. زن از درد سینه شکایت داشت. نار گرفتیم. گفتم : خانوم سالمی. گفت پس علت درد چیه؟
گفتم: عصبی نشدی؟.... مرد ، که بوی سیگارش مشام رو آزار میداد....توی حرفم زد و گفت: آقا من قمار بازی میکنم ....
فکر کردم شوخی میکنه....با اینحال پرسیدم: شوخی میکنی؟
گفت: نه آقا قمار بازم...اینم برای همینه که ناراحته.
با تعجب پرسیدم: با دوستات؟ سر پول؟
گفت: با دوستام که نه توی قمارخانه باهم آشنا شدیم...یعنی اولش با یه دوستی پام به اونجا باز شد.
من از شدت تعجب داشتم شاخ در میاوردم. گفتم: مگه قمارخانه هم هست؟ اونم توی کرمانشاه
گفت: ای آقا پس خبر نداری. یکی که نه ...خیلی هم هست.
گفتم نمیترسی بگیرندت؟
خنده تلخی کرد و گفت: صاحاب منزل هفته ای پنجاه هزار تومن حق و حساب میده که خطری پیش نیاد......
* قمارخانه های مخفی شهر ما بادی گاردهای گردن کلفتی هم دارن که اگه کسی بخواد پول باختشو نده، پولش میکنن.
تریاک و مشروبهم اگه کسی بخواد سرو میشه.
اینا رو از صحبتای مرد در آوردم.
مرد که یه آدم بدبختی بنظر میاد نصیحتهای من رو میشنوه و بعد دست زن و بچه زرذنبوش رو میگیره و میره و من همونجور منگ و با ذهنی متشنج توی فکر میرم....
[ چهارشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1383 ] [ 00:27 ] [ پیمان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 572033