
راستش از فرط خستگی علیرغم انکه مطلب هم دارم ، قادر به نوشتن نیستم. یه مدتیه که پشت سر هم کشیک دارم. دیروز تا صبح امروز یکسره راه ررفتم و بعد هم که برگشتم افتادم و خوابم برد. اینه که دوستان باید ببخشند. یه نیم ساعت دیگه هم باید برم سر کار و تازه فردا هم 18 ساعت شیفت دارم.خلاصه : ای.... زنده ایم!.
خوبه
زندهایم شکر