X
تبلیغات
رایتل

.: کرمانشاه دیار شیرین :.
نوشته هایی از کرمانشاه 
قالب وبلاگ

دکتر نمازی دستیار رشته  اعصاب که افتخار آشنایی با ایشان را دارم. در زمینه فلسف و خصوصا فلسفه علم فردی دست پر و صاحب نظر هستند که علیرغم جوانی به تدریس در این زمینه نیز میپردازند.
چند وقت پیش لینکی از سخنرانی درج شده اش در سایت ایلنا را برایم فرستاده بود که حیفم آمد برای دوستان نقل نکنم. بهر حال بر و بچه های وبلاگ نویس که گویا ان جی او هم راه انداخته اند اگر دوست داشتند میتوانم ایشان را دعوت کنم تا بیایند کرمانشاه. بی شک بحثهای فلسفی در خصوص تکنولوژی بسیار جذاب خواهد بود خصوصا آنکه از زبان اهلش بیان شود ( دکتر نمازی وبلاگنویس هم هستند) .
خلاصه مطلب زیر خصوصا بخشهای انتهایی اش بسیار جالب و خواندنی است:

.....  در ادامه سلسله درس گفتارهای در آمدی تحلیلی به فلسفه اگزیستانسیالیسم ," دکتر حمیدرضا نمازی" به بحثی درباره "ماهیت روابط انسانی و مفهوم "دیگری" پرداخت.
وی با بیان اینکه میان رویکرد فیلسوفان وجودی به دیگری و تلقی آنها از مفهوم مشارکت ،تغایر و تفاوت جدی مشاهده می شود، افزود‌‏: علی رغم تفاوت رویکرد و درک اگزیستانسیالیست ها از روابط انسانی, تمام آنها صرافت طبع و پاسداشت فردیت را سیرورت اصیل آدمی لازم می شمردند‌‏, همه چیز از تنهایی آدمی آغاز می شود و گویا انسان به تمامی و به تنهایی در مقابل هستی ایستاده است.
تنهایی در فلسفه اگزیستانسیالیسم از یک مقوله هنجاری (NORMATIRE) به مقوله‌‏ای توصیفی (DISCRIPTIVE) بدل گشته است,‌‏ قبل از اینکه میان مشارکت و تنهایی انتخابی کنیم، در می یابیم که تنهاییم و این شاید سرشت گولناک زندگی بشر باشد. از سویی, کثیری از قابلیت‌‏های انسانی در مشارکت و تعامل با دیگری کشف می شود و ظهور و بروز می یابد.
دکتر نمازی با اشاره به "ژان پل سارتر" گفت : برای "سارتر"، "دیگری" دوزخ است‌‏, او در زندگی شخصی هم اینگونه بود‌‏, گروه دوستان او در کافه های پاریس موقتی بودند و او از تعمیق روابط آنها احساس خفگی می کرد. اما از طرفی "سارتر" معتقد بود که تلقی ما از خودمان نتیجه نگاه دیگری به ماست . به عبارت دیگر نگاه به خود را از نگاهی که دیگری به ما می کند، اخذ می کنیم.از این رو, "اگزیستانسیالیسم سارتر" در برزخ میان "خود" و "دیگری" شکل می گیرد. "دیگری"، جهنمی است که در عین حال ما را به خود نشان می دهد." سارتر" در دوره متاخر فلسفه اش به مشارکت وقع بیشتری نهاد و بر بی اعتنایی گذشته اش افسوس خورد.
نمازی، "کیرکگور" را فیلسوف فردگرای دیگری دانست که به عنوان پدر اگزیستانسیالیسم جدید در پی روایتی فرد گرایانه از انسان بود و افزود‌‏: مراحل سه گانه یا به تعبیر دقیقی پنج گانه "کیرکگور" یعنی مرحله زیبا شناختی, مرحله طنز، مرحله اخلاقی, مرحله شوخ طبعی و مرحله دینی , مراحلی هستند که گذر از آنها توسط انسان تنها صورت می گیرد. مشابه این مراحل دیگر فرمانروایی, خود فرمانروایی و خدا فروانروایی "پل تیلیش" است که گذار از آنها جمعی است و گزینش یا عبور از هر مرحله اتفاقی است که در جامعه آدمیان می افتد .
دکتر نمازی, عشق "کیرکگور" به "رجینا السن" را نمونه دیگر فردگرایی او دانست و تصریح کرد : "کیرکگور" سر دو راهه عشق و وصال به "رجینا" و انتخاب زندگی الهیاتی , دومی را بر گزید," دیگری" در تصمیم او حذف شد و او تنهایی را بر گزید .
این پژوهشگر فلسفه‌‏, "گابریل مارسل" را نقطه مقابل فرد گرایی حداکثری" سارتر" دانست و گفت‌‏: "مارسل"، فیلسوف مشارکت است. خداوند در نظر او در روابط عمیق انسانی چهره می نمایاند و ایمان نتیجه وفاداری به "دیگری" است , "مارسل" معتقدست که مومن اگر خیانت پیشه کند, در بستر ایمانش سوژه زاری پدید می آورد که ریشه درخت ایمانش را خواهد خشکاند و شخص بی ایمان نیز اگر وفاداری به دیگری داشته باشد، بذر ایمان را در برهوت بی ایمانی‌‏اش می پاشد.وفاداری در نظر "مارسل"، اذعان و التصاق به هستی است.
نمازی، از "بوبر" نیز به عنوان اگزیستانسیالیست دیگری نام برد که حضور "دیگری" در جایگاه " تو‌‏" برایش نشانی از خداوند است . او در هر توایی نشانی از معنا و سامان هستی می دید.
وی با اشاره به "هایدگر" تصریح کرد: وجود حاضر در نظر "هایدگر", با پرگویی مخدوش می شود، از این رو "هایدگر"سیستم تلفنش را قطع کرده بود.امروزه اما با روند کاملا متفاوتی روبروییم , موبایل, اینترنت و دیگر ابزار ارتباطات، آدمی را به طرز منفعلانه ای در دسترس قرار داده است و انسان تسلطی بر حریم خصوصی و خلوتش ندارد. "آبراهام فرلو"، یکی از مولفه های خود شکوفایی آدمی را احساس نیاز شدید به خلوت و تنها ماندن با خود می دانست .این احساس با پیشرفت های عصر ارتباطات به شدت مورد تعرض قرار گرفته است .
نمازی، به تاثیر این مساله به روابط انسانی اشاره کرد و گفت‌‏: یکی از وجوه تراژیک دنیای مدرن , ناتوانی انسان در پدید آوردن پیوندهای عمیق انسانی است. انسانی که از برقراری روابط عمیق و اصیل با دیگری سرخورده شده است، رستگاری را در ایجاد روابط متعدد و سطحی می جوید. یعنی به جای کیفیت در روابط انسانی, کمیت را پی می گیرد , همان اتفاقی که در کافی نت ها هر روز شاهد آنیم، تعداد زیادی با چت کردن و برقراری روابط مجازی و البته بی تعهد با مخاطبی که هویت نا معلوم دارد‌‏, نوستالژی "لیلی و مجنون" شدن را التیام می دهند .
وی افزود : زمانی که آستانه ارضا روانی انسان ها تا حد این ارتباطات سطحی و بی تعهد تقلیل پیدا کند، شاهد گسستگی و سستی غریبی در روابط انسانی خواهیم بود و روابط عمیق انسانی امری نادر و ممتنع می شود. علاوه بر این، روند مجازی شدن روابط عمیق انسانی نیز فرجامی مشابه را به دنبال خواهد داشت.اینکه تصمیم بگیریم روابط زنده و عاطفی ای را که در "حضور" پا گرفته است را به سطح SMS و پیام های اینترنتی تقلیل دهیم و اینکه عشق, نفرت و بیم خود را فقط از این مسیر بتوانیم ابراز کنیم، معنایی جز این ندارد که مفهوم اگزیستانسیالیستی " حضور‌‏" را در رابطه انسانی مخدوش کرده ایم. به عبارت دیگر در این وضعیت رابطه "من - تو" را به رابطه " من - آن"‌‏ بدل کرده ایم.

* مطلب دیگری از دکتر نمازی
[ سه‌شنبه 24 خرداد‌ماه سال 1384 ] [ 03:31 ] [ پیمان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 572033