X
تبلیغات
رایتل

.: کرمانشاه دیار شیرین :.
نوشته هایی از کرمانشاه 
قالب وبلاگ

راستش از فرط خستگی علیرغم انکه مطلب هم دارم ، قادر به نوشتن نیستم. یه مدتیه که پشت سر هم کشیک دارم. دیروز تا صبح امروز یکسره راه ررفتم و بعد هم که برگشتم افتادم و خوابم برد. اینه که دوستان باید ببخشند. یه نیم ساعت دیگه هم باید برم سر کار و تازه فردا هم 18 ساعت شیفت دارم.خلاصه : ای.... زنده ایم!.
[ پنج‌شنبه 11 دی‌ماه سال 1382 ] [ 13:17 ] [ پیمان ]
بقول دوستی این عنترنت ما اشکال دارد. میخواست مطلب راجع به انتخابات را آپدیت کنم .به مشکل خوردم. دیدم آقا ناصر یه مطلب ناب نوشته که مصداق سخن دل ما هم هست. حیفیم آمد اینجا نقلش نکنم. بخوانید: زاغکی برگه‏ی رایی دید و به دهن گرفت زود پرید روی یک درختی تا خستگی در کند. بر حسب اتفاق یک کاندیدایی از آن نزدیکی می‏گذشت و تا چشمش افتاد به زاغک و برگه‏ی رأی به نوک منقارش، گل از گلش شکفت و دوان دوان خود را به زیر درخت رساند و پس از یک سلام و علیک گرم و چاق سلامتی داغ و تعظیم غرا، گفت: ـ ای زاغک خوش پر و بال، ای زیبای بی‏مثال، زاغالی زوغوی ناز ناز من! من مدت‏ها در فکر جنابعالی بودم که چقدر شما هستید مظلوم و بزرگوار. شما تکید در میان پرنده‏ها، حیف بلبل،‌مرده شورش را ببرند، حیف قناری با آن جیغ و ویغ بی‏مزه‏اش، پرنده فقط زاغک، من ارادتمند و مخلص و چاکر هر چه زاغک خوش پر و بال و خوش‏الحان هستم. این است که تصمیم گرفتم از الان تا موقع انتخابات هر شب به جنابعالی و دوستانتان شام مفصلی تقدیم نمایم. اصلاً می‏دم برات هر چند قدم یک کارخانه پنیر سفید فتا یا لیقوان اعلا درست کنند. یک کارخانه صابون هم می‏زنم برات فقط جای دسر نوش جان کنی. کلی هم بودجه‏های خوب خوب برایت تصویب می‏کنم که هر روز پر و بال سیاهت را پولیش بزنند تا براق‏تر و خوشگل‏تر بشود. یک وام ازدواج طویل‏المدت هم می‏دهم که با زاغیه خانوم، بال هم را بگیرید و به سلامتی شیرینی‏تان را بخوریم. می‏دهم هر چی بچه‏ی شیطان را تیرکمان‏هایشان را بشکنند و کله‏شان را از ته بتراشند تا دیگر جرأت نکنند به طرف زاغک خوش تیپی مثل جنابعالی سنگ پرت کنند. بنده خود را موظف می‏دانم که از حقوق حقه و مدنی شما تا آخرین نفس مدافعه، مقابله، مجادله، مشاجره، مشاوره، محاوره، مداهنه، مراقبه، مصاحبه،‌ مصادره، مطایبه و مضاربه نماییم. نظرت چیه موافقی زاغالی زوغوی ناز ناز من؟ زاغک با نگاهی زاغک اندر سفیه مدتی چپ چپ کاندیدا را خوب ورانداز کرد و بعد... برگه‏ی رأی را با یک بالش برداشت و زیر بال دیگرش گذاشت و گفت: ـ برو ببینم بابا! این که تو میگی ما تو کتاب فارسی دبستان خواندیم. گذشت اون دوره‏ها، این شیره‏ها رو سر یکی دیگه بمال، قار...قار! سپس زاغک رند ما مجدداً برگه‏ی رأی را به منقار گرفت و پر کشید و کاندیدای دمق و توذوق خورده را به حال خود رها کرد.
[ دوشنبه 8 دی‌ماه سال 1382 ] [ 08:53 ] [ پیمان ]
   حال نوشتن را ندارم. تصاویر زلزله زدگان را که تلوزیون نشان میدهد منقلب میشوم. همه اش توی این فکرم که چرا ما باید اینجوری مثل برگ خزان تلفات بدهیم؟ سیل میاد : کلی آدم کشته میشه. طوفان میشه: خروار خروار تلفات جانی به بار میاره...... بعد میندازیم گردن قهر طبیعت ..... به ماورا الطبیعه وصلش میکنیم. خبر دارید که تعداد کشته شده های خوادث رانندگی یکسال کشور ما از تعداد شهدای تمام دوران جنگه بیشتره؟ نقش مدیریت این بین کجاست؟
توی تایوان یه زلزله نزدیک به ۷ ریشتر آمد . از تعداد انگشتان دست بیشتر کشته نداد. 
چرا اینجا تو مملکت ما اینجوره؟ به عکس این پدر و جنازه بچه ش نگاه کنید؟
بجز قهر طبیعت فکر نمیکنید یه تعداد گوسفند باشن که اگه آدم بجای اونا کار میکرد ( ببخشید: فکر میکرد) قهر طبیعت زورش کمتر میشد! 
[ دوشنبه 8 دی‌ماه سال 1382 ] [ 08:37 ] [ پیمان ]
ایرج بسطامی، خواننده شهیر موسیقی سنتی ایران، در حادثه دلخراش زلزله شهرستان بم دارفانی را وداع گفت. ایرج‌‏نعیمایی، مدیرعامل انجمن موسیقی ایران در اینباره به خبرنگار ایلنا گفت: ازآنجا که استاد بسطامی‌‏در شهرستان بم سکونت داشت، بسیار نگران جان وی بودیم که سرانجام با پی‌‏گیری‌‏های فراوان خواهرش خبرفوت وی را اعلام کرد. نعیمایی افزود: به طور قطع برای بزرگداشت این هنرمند فقید برنامه‌‏هایی را خواهیم داشت، اما مساعدت به زلزله‌‏زدگان جزو اولویت‌‏های خانه، مرکز و انجمن موسیقی است. وی افزود: در همین راستا ارکستر سمفونیک، ارکستر ملی و گروه‌‏های مختلف موسیقی ملی و سنتی چون کامکارها و ... اعلام آمادگی برای برگزاری کنسرت به نفع زلزله‌زدگان کرده‌‏اند. ایرج بسطامی در سال 1336 در شهرستان بم متولد شد ونزد استاد شجریان تعلیم گرفت، نخستین اثر وی کنسرتی همراه با گروه عارف با پرویز مشکاتیان بود. موسسه گل با محمدرضا درویش از دیگر آثار اوست. آلبوم‌‏های وطن من، سکوت، رقص‌‏آشفته و تحریر خیال نیز از دیگر آلبوم‌‏های ارائه شده توسط او است.
[ شنبه 6 دی‌ماه سال 1382 ] [ 16:44 ] [ پیمان ]


یه مطلب نوشته بودم که پرید..... شب دوباره پابلیش میکنم.... این عکس نمونه ای از تبلیغات زود رس انتخابات در کرمانشاهه
[ شنبه 6 دی‌ماه سال 1382 ] [ 16:26 ] [ پیمان ]

میخواستم یه آهنگ بزارم اینجا.ولی داغدار شدن جمع زیادی از همطنان ما در بم مانع از این میشه که ما با اونها حداقل به کلامی همدردی نکنیم. به هر حال من ایت فاجعه رو به همه ایرانیها تسلیت میگم. جالب اینجاست که از انگلیس ۵۰ نفر امدادگر امشب وارد ایران شدند تا برای کمک به منطقه برند. اما اینجا توی سیستم بهداشت و درمان ما هیچ خبری و فراخوانی نیست که اگه کسی خواست، با میل خودش و داوطلبانه بره اونجا برای کمک.
[ شنبه 6 دی‌ماه سال 1382 ] [ 01:47 ] [ پیمان ]
۱) ظهور امپراطوری. عنوان کمیک استریپهاییه که دیوید هورسی کاریکاتوریست آمریکایی تهیه کرده و خدایی خیلی قشنگه  و صد البته رئیس جمهور بوش رو هدف مسخره خدش قرار داده.






ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲) یه سری مطلب دارم پیدا میکنم راجع به ابوالقاسم خان لاهوتی یا لاهوتی خان شاعر و آزادیخواه کرمانشاهی که در تاجیکستان وزیر فرهنگ بود و روزگاری هم دست راست مولوتوف وزیر خارجه شوروی و مورد توجه استالین.
 
به هر حال شعر معروف
 تنیده یاد تو در تار و پودو  میهن ای میهن                      بود لبریز از عشقت جودم میهن ای میهن
که شجریان هم اون رو اجرا کرده از اشعار لاهوتیست. از بازماندگان و تبار لاهوتی ، که نام خانوادگی الهامی را برگزیدند. در حال حاضر نمیدانم کسی در کرمانشاه هست یا نه. من یک خانم الهامی میشناسم که باید برم سراغش و سوال کنم.
اما فعلا این اشعار رو از لاهوتی داشته باشید:
خبر داری که از غم, آتشی افروختم بی تو
در آن آتش, ز سر تا پای خود را سوختم بی تو

به هر شهری هزاران ماهرو دیدم ولی زان ها
به آن چشمت قسم, چشمان خود را دوختم بی تو

خریداران فراوانند و پر سرمایه, اما من
به چیزی جز خیالت خویش را نفروختم بی تو

مرا کشتند و از مهر تو هرگز رو نگرداندم
عزیزم! بین چسان درس وفا آموختم بی تو

ابوالقاسم لاهوتی 



به امیدی نشستم شکوة خود را به دل گفتم
همی خندد به من این هم مرا دیوانه می داند

به جان اوکه دردش را هم ازجان دوستتر دارم
ولی میمیرم از این غم که داند یا می داند

نمیداند کسی کاندر سر زلفش چه خونها شد
و لیکن مو به مو این داستان راشانه می داند

نصیحتگر چه می پرسی علاج جان بیمارم
اصول این طبابت رافقط جانانه می داند

----------------------
شعر از:ابوالقاسم لاهوتی




                              

[ جمعه 5 دی‌ماه سال 1382 ] [ 07:24 ] [ پیمان ]
بهداد نامبردار.متولد 1347. کارشناس پرستاری
بهداد نامبردار از همکاران من در بیمارستان شهید بهشتی است که در حال حاضر
 در بخش سی سی یو کار میکند. شخصیتی آرام و متین و بردبار دارد و به ادب و نزاکت شهره است.با ایمیل به من خبر داد که برای انتخابات مجلس ثبت نام کرده و حضورا هم دلایل خودش را برای اینکار بهم گفت.
صرفنظر از عقاید شخصی خودم، از آنجا که به نیت او برای بظهور رسانیدن طرح نویی که در سر دارد باور دارم. کمکش خواهم کرد. بهداد پریشب کاغذی بدستم داد که ابتدای آن شعار و مانیفست خودش را نوشته بود. از خواندنش کیف کردم و حالا برای شما هم اینجا بصورت یک فلش درش آوردم.

to see this presentation: you need Flash Player

[ جمعه 5 دی‌ماه سال 1382 ] [ 01:45 ] [ پیمان ]

خوب یک ترانه دیگر از جلال محمدیان برایتان اماده کرده ام که اینبار هم بصورت MP3pro  و هم به فرمت ریل آدیو اونو تهیه کردم.
فرمت ام پی تری پرو یه فرمت جدیده که باعث میشه حجم فایل کمتر بشه . این فایل رو میشه با هر پلیری گوش کرد اما با پلیر ام پی ۳ پرو کیفیتش بالا تره که برای شما پلیر اونو بزودی آپلود میکنم. و اما:

آگر واران با صدای جلال الدین محمدیان  

فرمت ریل آدیو 

[ پنج‌شنبه 4 دی‌ماه سال 1382 ] [ 23:55 ] [ پیمان ]

   1      2    >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 571757