X
تبلیغات
رایتل

.: کرمانشاه دیار شیرین :.
نوشته هایی از کرمانشاه 
قالب وبلاگ
DR Zargooshi
دکتر جواد زرگوشی از دوستان فرهیخته من هستند. ایشان جراح و متخصص کلیه و مجاری ادرار بوده  صاحب مقالات علمی در نشریات و سایتهای معتبر پزشکی، از جمله کتابخانه کنگره آمریکا هستند. از خصوصیات خوب و برجسته و کم نظیر دیگر این دوست ارجمند احاطه و علاقه ایشان به مباحث و مطالعات غیر پزشکی نظیر جامعه شناسی و ادبیات است که مصاحبت با وی را برای من مطبوع و پربار میسازد.
متاسفانه از آنجا که کرمانشاه و بخصوص محیط دانشگاهی آن یکی از کانونهای نخبه کشی است ( و من نمیدانم چه عواملی در کار است تا افراد کارآمد و دانشمند را به عزلت بکشاند) از تواناییهای این مرد تا بحال استفاده که نشده است هیچ، بلکه در آخرین دیدارم با ایشان متوجه گله مندییهای او شدم.
من به سهم خودم و با وجودیکه دستی کوتاه از همه جا دارم ، تنها به این مختصر اکتفا کردم که این پزشک باسواد و ارزشمند را در این پنجره کوچک به شما معرفی کنم.
کافیست که در هر سرچ انجینی نام zargooshi  را تایپ کنید تا به فهرست مقالات وی دست پیدا کنید.
امیدوارم روزی برسد که حسد، بغض، کینه و اندیشه های حقیر از سر مردم کرمانشاه دور شوند و سعه صدر و وسعت نظر و درک و شعور بر اداره امور آن جاری گردد.
[ یکشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1383 ] [ 01:44 ] [ پیمان ]
یکی از مشکلات اخیر در کرمانشاه زیاد شدن ماشینهای قراضه در سطح شهر است. وقتی رفته بودم راهنمایی برای شماره گذاری ماشینم، یه افسری برام توضیح داد که در شش ماهه اول ۱۳۸۲ چیزی در حدود هفت هزار پیکان قراضه مدل پائین وارد کرمانشاه شده. اینها همه از محل ۳ ملیون تومن وام اشتغال آفرینی است که ملت با ارائه کارت بیکاری گرفتن. الان اصلا نمیشه نفس بکشی.


من بچه محله فردوسی هستم که مثلا بالای شهر حساب میشه. الان توی این میدان فردوسی که یه روزگاری تفرجگاه مردم بود از زور ترافیک نمیشه راه بری. صدای بوق بوق گوش رو اذیت میکنه. ماشینهای اسقاطی که جوانان روستا با موهای آرایش کرده بلند و نگاههای حریص توش نشستن و هم مسافر میبرند و هم چشم چرانی همینجور میان و میرن و بوق میزنن و.....
اضافه کنید به اینا موتورهایی که سه ترکه و چهار ترکه از جلوی پاها بسرعت ویراژ میدن/
[ پنج‌شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1383 ] [ 02:15 ] [ پیمان ]
بابا دیگه گندشو درآوردن.....
بخدا حال آدم از رفتن به خیابان بهم میخوره. تا الان سر کوچه ما رو شش دفعه کندن و پر کردن.
خیابانهای کرمانشاه شده عین سر گر. گله گله کندن و گله گله آشفالنت ریختن روش.هر جا میری عین زمین شخم شده، ملت پهلوان هم یه نفر نیست که یه اعتراضی بکنه. پنج شش تا روزنامه و نشریه داریم که بجای انعکاس مشکلات و پرسش از مسئولین شهر مرتب میرند اینور و انور و رپرتاژهای تبلیغاتی تهیه میکنند. اونهم در برابر اخذ وجه.
پارسال مسئول دفتر صلیب سرخ ، خانوم سوزان ازم خواست یه ترتیبی بدم که با روزنامه های محلی ارتباط برقرار کنه ، ما هم با یکی دوتا از روزنامه چی ها صحبت کردیم . پول میخواستند. تازه بخودم هم پورسانت پیشنهاد کردند.
به سوزان یه جوری مطلب رو حالی کردم. داشت شاخ در میاورد. گفت بابا، تو اروپا وقتی میان و مثلا ازت گزارش تهیه میکنن یا مصاحبه میگیرن تازه یه پولی هم بهت میدن و کلی هم ممنون میشن چون باعث شدی که مطلبشون زیاد و متنوع بشه! شماها دیگه کی هستین.....
به یکی دیگه از این روزنامه نگارها گفتم که ای رفیق بیا و ببین این بیمارستان معتضئی را که از اولین مراکز درمانی شهرماست چکارش کردتد. حیاط پرگلش رو خراب کردند که مغازه بر خیابان بسازند. بعدهم ولش کردند و حالا شده زباله دانی.
جلدی ، همون جلو چشمای خودم زنگ زد به یکی از مسئولین بهداشت و درمان و یه جوری بهش فهموند که: بعله.... اگه میخوای پنیه ت زده نشه یه رپرتاژ آگهی سفارش بده....
[ پنج‌شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1383 ] [ 01:32 ] [ پیمان ]
دیشب شیفت بودم. نیمه های شب یه زن و یه مرد با بچه شون اومدن. زن از درد سینه شکایت داشت. نار گرفتیم. گفتم : خانوم سالمی. گفت پس علت درد چیه؟
گفتم: عصبی نشدی؟.... مرد ، که بوی سیگارش مشام رو آزار میداد....توی حرفم زد و گفت: آقا من قمار بازی میکنم ....
فکر کردم شوخی میکنه....با اینحال پرسیدم: شوخی میکنی؟
گفت: نه آقا قمار بازم...اینم برای همینه که ناراحته.
با تعجب پرسیدم: با دوستات؟ سر پول؟
گفت: با دوستام که نه توی قمارخانه باهم آشنا شدیم...یعنی اولش با یه دوستی پام به اونجا باز شد.
من از شدت تعجب داشتم شاخ در میاوردم. گفتم: مگه قمارخانه هم هست؟ اونم توی کرمانشاه
گفت: ای آقا پس خبر نداری. یکی که نه ...خیلی هم هست.
گفتم نمیترسی بگیرندت؟
خنده تلخی کرد و گفت: صاحاب منزل هفته ای پنجاه هزار تومن حق و حساب میده که خطری پیش نیاد......
* قمارخانه های مخفی شهر ما بادی گاردهای گردن کلفتی هم دارن که اگه کسی بخواد پول باختشو نده، پولش میکنن.
تریاک و مشروبهم اگه کسی بخواد سرو میشه.
اینا رو از صحبتای مرد در آوردم.
مرد که یه آدم بدبختی بنظر میاد نصیحتهای من رو میشنوه و بعد دست زن و بچه زرذنبوش رو میگیره و میره و من همونجور منگ و با ذهنی متشنج توی فکر میرم....
[ چهارشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1383 ] [ 00:27 ] [ پیمان ]
ین تصاویری را که ذیلا میبینید مربوط به بازگرداند اجباری پناهندگان افغانی است.من بشخصه آدم متعصبی نسبت به وطنم  مردمم هستم.اما باید اذعان داشت که کارگران ارزان افغانی در کشور ما بخشی از نیروی محرکه اقتصاد بوده اند و در مشاغلی که هیچکس حاضز به کار در آن نیست کار کرده اند. به تلفات این بیچاره ها در صنایع مختلف نگاه کنید. همین حالا کارفرمایان ایرانی مانده اند که نیروی کار به این مفتی را از کجا بیاورند. بهر صورت میخواهم بگویم اکثر افغانیها در این کشور کار میکردند. آنهایی هم که در کار خلاف بوده اند ُ مطمئن باشید در بعض موارد، کارفرمای خلافشان از ایرانی بوده اند. اما مراد و منظور اصلی من چیز دیگریست.

میخواهم بگویم ایران ما علاوه بر آوارگان افغانی میزبان میهمانان عراقی هم هست. اینها اغلب در مشاغل خدماتی و تجاری بکار مشغولند و گروههای مقتدری را در پس صحنه اقتصاد تشکیل داده اند و از تاثیر گذار ترینها بر گردش مالی کشور هستند. یک کلام اینکه در نوسانات بهای کالا ، اینها نقش دارند.

جای آن دارد که دولت محترم یه جورایی از این میهمانان گرانقدرهم بخواهد که یواش یواش بمنزل برگردند!.

[ چهارشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1383 ] [ 00:26 ] [ پیمان ]

 

راستش تا حالا شیفت بودم و نشد شرح ماجرا را بگم. وقتی برخورد  پر نخوت رزیدنت جراحی را دیدم . یه تصمیم عجیب گرفتم.

از تلفنخانه شماره موبایل رئیس دانشگاه رو گرفتم و در حالیکه مردد بودم که زنگ بزنم یا نه؟ دل رو بدریا زدم و با دکتر سعیدی تماس گرفتم. دفعه اول موبایل بسته بود.....

رفتم بالای سر مریض. حالش بدتر شده بود. بعد برای بار دوم تماس گرفتم: گوشی را برداشت . خودش بود. موضوع را برای دکتر شرح دادم. مکث کرد. منتظر بودم که بهم بدو بیراه بگه ...... خوب اگرم میگفت زیاد عجیب نبود. اصلا رسم کار این نیست که یه دفعه برای یه همچین موضوعی به رئیس کل تشکیلات زنگ بزنن. ولی منکه عاجز و عصبانی شده بودم  و در عین حال نگران بیمار، کار رو یکسره کردم و حالا هم منتظر عصبانیت دکتر سعیدی بودم. این مرد شاید یکی از غیرقابل بحث ترین آدمهاییه که من تا حالا راجع بهش شنیدم. همه میگن بسرعت عصبانی میشه و عکس العمل نشان میده. و حالا من منتظر بودم که به عقوبت کار نسنجیده ام برسم. اما پیه همه چیز رو بتن مالیده بودم.

پس از مکثی ازم پرسید به آنکال گفتی؟ گفتم بله.

به رئیس بیمارستان؟  گفتم نه چون بنظرم به سرعت و قاطعیت بیشتری احتیاج هست...وووو.

 آرام صحبت میکرد.

عذر خواهی کردم و بهش گفتم که بیمار یه پیرمرد روستاییه که اگر هم کسی پیگیر کارش نشه ، شاید هیچ اتفاقی نیفته و برای کسی  هم وضعیتش اهمیتی نداشته باشه ولی... ولی من دقیقا بخاطر همین مسائله که الان مزاحم شدم و  از شما میخوام دستور بدین بیان و ویزیتش کنن.

دقیقا نفهمیدم که مکالمه ما چطور تمام شد ولی بلاخره تمام شد. سر پرستار و سایر پرسنل متحیر مانده بودند و بعضی ها میگفتن این چه کاری بود که کردی. بیچاره ت میکنه...... اخراج میشی.

نیم ساعت بعد دکتر "ع" خودخواه بعیادت مریض آمده بود . بمن نگفتند چون میترسیدند دعوا بشه . سرپرستار میگفت گلگی کرده که چرا باید رئیس دانشگاه از این موضوع خبردار بشه!. میگفت خیلی دست زیر گرفته.

همه بر و بچه ها خوشحال بودند. کسی انتظار این رو نداشت. .... نفهمیدیم که دکتر چکار کرده بود اما هرچی بود کارش رو کرده بود.

بهرحال.رسم ادب اینه که الان بگم:  آقای رئیس دانشگاه ممنون! با اینکار ،حساب بدهکاری ما به شما شد  دوتا!

نمیدانم باید چه احساسی نسبت به مردی که معروف به یکدندگی و  عصبانیته و اینور و آنور بدگوئیش را میکنند داشت اما پریشب من متوجه شدم که در این مرد میتوان نشان آزادگی و مهربانی به مردم دردمند را پیدا کرد. اینرا میشد از تغییر خلق دکتر "ع" فهمید. پریشب کسانی دیگر از بر و بچه های بیمارستان هم اینرا حس کردند....

بهر حال هر جوری که هستید و با هر خلق و خویی و رفتاری. در کارنامه ذهن من برای شما ( که نمیخواهم بگویم چیست) از پریشب گزینه عشق به مردم نیز گنجانیده شد.

[ یکشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1383 ] [ 21:07 ] [ پیمان ]
پیرمرد سکته قلبی کرده اما از سه روز پیش شکمش درد میکند . به هیچ درمانی هم جواب نداده.نزدیک ظهر که معاینه اش میکنم با دست زدن به شکمش هوار میزند. باید یک جراح معاینه اش کند. مشاوره جراحی را مینویسم. ساعت ۲ بعد از ظهر . قید میکنم که اورژانسی است. ساعت ۴ بعد از ظهر تازه تلفنمان زنگ میزند صدای کلفت و بی ادبی از آنور خط صحبت میکند و بدون معرفی از مریض میپرسد. حدس میزنم رزیدنت جراحی باشد. بعد وقتی دارم وضع بیمار را شرح میدهم با تحکم بازخواستم میکند. میگوید که مریض را بفرستیم تا ببیند. برایش توضیح میدهم که این مریض را باید بیایند و ببینند چون....یکدفعه داد میزند. داغ میکنم از اینهمه خود خواهی و گوشی را محکم بزمین میزنم و تی دلم به زمین و زمان فحش میدهم.
به این فکرم که اگر پیرمرد روستایی بدبخت داستان ما جایش را به مسئول فلان اداره دست چندم ووووو  میداد الان همه میریختند و معاینه اش میکردند( روسای بزرگم که یحتمل اینجا را میخوانند. و میدانم میخوانند تا یک آتویی از من بگیرند تا دکم کنند خودشان میدانند چه میگویم)
اما آقای دکتر ع که هنوز درسش هم تمام نشده نمرود وار فخر میفروشد و برایش مهم نیست که پیرمرد فقیر داستان ما چه بر سرش میآید.
به چندجا تلفن میکنم. برای کسی مهم نیست.
ساعت ۷ دکتر ع میاید. بمن نمیگویند. میترسند دعوا کنم.
نمیدانم تا کی باید دعوا کرد. کی باید انسان شد ؟ کی؟
خیلی دلم گرفته. خیلی
دلم برای مریضهایی میسوزد که بوی گندشان همه جا را میگیرد.
برای مریضهایی که بخودشان ادرار کرده اند.
آنهایی که ردشان میکنند. آنهایی که بهشان پیف پیف میگویند....

[ جمعه 14 فروردین‌ماه سال 1383 ] [ 20:20 ] [ پیمان ]

۱.دو تا کامنت نوشته قبلی که با دو اسم اما یک آی پی گذاشته شده اند (217.218.127.69
) و متن بی ادبانه اونها رو که یه آدم هیستریک نوشته یک کمی منو متقاعد میکنه که شک و نظرم شاید درست باشه.
۲.بهرحال من هکر نیستم که جوجه هکر باشم. ضمنا شرکت حسابگر هم کارمند داره . هم ناشی و هم وارد. اینترنت مفت هم جلوی دستشونه ممکنه از این کارا بکنن. نظر دهنده بی ادب هم اگه سر سوزنی حالیش باشه باید بفهمه یکی از روشهای فرستادن میل جعلی اینه که یه آی اس پی بیاد و هدر جعلی به یه پیغام بده.
ضمنا من خودم...ای یه سلام و علیک و دوستی ی با مهندس کرانی دارم و با ثبت و ضبط یه سری چیزا حتما اونا رو به ایشون میدم. تا ثابت بشه جوجه داستان ما کیه ؟
۳. اهمیت افراد رو مخاطبینشون تعیین میکنن. فرستادن روزی یکی دو تا ایمیل آلوده از طرف یه نفر حتما نشان دهنده یه اهمیتی هست....
۴. این مسخره بازی من رو بیشتر میخندونه تا ناراحت کنه. من یه فایر وال بستم و خیالم تخته. بعدشم اصلا ضمیمه ایمیل رو باز نمیکنم. بیشتر از این خوشحالم که داره یواش یواش علاقه همشهریا از ولگردی بیهدف در اینترنت به مقوله امنیت و هک کشیده میشه که خوب خودش یاد گرفتن رو میطلبه. بعد باعث میشه که ملت برند و چیز یاد بگیرند.
۵. اگه بخوام از سوتی های متخصصین بزرگ و پر مدعا بگم ( با وجودیکه در تخصصم نیست) خیلیا داغ میکنند.  میخواین بگم؟

[ سه‌شنبه 11 فروردین‌ماه سال 1383 ] [ 16:50 ] [ پیمان ]
گفتم که یه بابائیه که هی ایمیل جعلی یا fake mail    برای ما میفرسته . این طرف از توی ولایت خودمون و با استفاده از اکانت حسابگر و بکمک یه نرم افزار fake mailer  عملیاتش رو صورت میده و شاید هم از دانشمندهای همون آی اس پی باشه که با یه نرم افزار کشکی تروجان به ایمیلهاشون میچسبونن. بهرحال بعد از اینکه اعلام کردم آی پی اوون چیه یه کم به خودش فشار آورده و موفق شده توی هدر ایمیلش آی پی رو حذف کنه و باز هم شروع به کار کرده. بهرحال میخواستم لینک یکی دوتا از این نرم افزار ها رو اینجا بگذارم ولی بعد دیدم حالا دیگه ملت شروع میکنن به فرستادن یه همچین ایمیلهایی. اما ترجیح دادم که یه روش دستی رو برای فرستادن ایمیلهای جعلی معرفی کنم.
جا داره که از http://hack2.persianblog .com  هم تشکر کنم که این مطلب رو ازشون به امانت گرفتم لازم بذکره که این مطلب یه خورده فنی هم هست.


پورت 25برای ارسال E-mail به‌کار میرود. این پورت از پروتکل SMTP برای این کار استفاده میکند
ویژگی مهم این پورت این است که تنها E-mail ارسال میکند و به متن و... کاری ندارد و از همین طریق میتوان بهترین استفاده را از ان کرد که همان ارسال E-mail از طرف شخصی به شخص دیگر است ان شخص میتواند هرکس باشد حتی یک سایت.

SMTP مخفف کلمه Simple Mail Transfer Protocol است که یک پروتکل است و برنامه ای را که پورت 25 را باز میکند SMTP SERVER میگوییم (SMTP SERVER انواع مختلفی دادرد)
ما برای برقراری ارتباط با پورت 25 ابتدا باید یک Server پیدا کنیم که در ان پورت 25 باز باشد (البته در اکثر Server ها این پورت برای فرستادن E-mail باز است)

حال باید ببینیم که چگونه میتوانیم یک همچین سروری را پیدا کنیم.
ترجیهآ برای E-mail زدن به قربانی ما از خود SMTP SERVER قربانی باید استفاده کنیم
برای پیدا کردن SMTP SERVER میتوانیید در سایت google دنبالش بروید یا ... ولی ساده ترین را این است :
وارد این سایت میشوید
http://www.mob.net/~ted/tools/mx.php3
سپس در این سایت نام سایت مورد نظر را تایپ میکنید(نام سایتی را که قربانی از انجا فضا برای mailbox خود گرفته است یا خود سایت قربانی) برای مثال yahoo.com بعد دکمه lookup واقع در سایت را زده و بعد smtp server های مورد نظر شما نقش میبندد.
مانند کاری که من کردم و در قسمت مورد نظر وارد کردم yahoo.com که نتایج به صورت زیر بود:


Domain Server: ns.mob.net
yahoo.com mail is handled by 5 mx4.mail.yahoo.com.
yahoo.com mail is handled by 1 mx1.mail.yahoo.com.
yahoo.com mail is handled by 1 mx2.mail.yahoo.com.

Domain Server: ns.cw.net
yahoo.com mail is handled by 5 mx4.mail.yahoo.com.
yahoo.com mail is handled by 1 mx1.mail.yahoo.com.
yahoo.com mail is handled by 1 mx2.mail.yahoo.com.
.


معلوم است که SMTP SERVER ها YAHOO.COM عبارتند از :


mx1.mail.yahoo.com
mx2.mail.yahoo.com
mx4.mail.yahoo.com


حالا میتوانیم عمل FAKEMAIL =( زدن ایمیل از شخصی به شخص دیگر) خود را شروع کنیم.
برای مثال میخواهیم از طرف emad@hotmail.com به hack2@yahoo.com ایمیل بزنیم و Subject و متن ان بترتیب salam و farda kellas daram باشه .
ما برای اینکار ابتدا باید ببینیم که smtp server قربانی چه چیز هستش . در اینجا yahoo.com و ما از راه هایی که در قسمت بالا به شما اموختم smtp server سایت یاهو را پیدا میکنیم که میشه : mx2.mail.yahoo.com بعد از طریق زیر به پورت 25 telnet میکنیم:
ابتدا وارد command report میشیم  و عبارات زیر را تایپ میکنیم:



telnet mx2.mail.yahoo.com 25


بعد از تایپ دستور، صفحه پاک می‌شود و جواب می‌گیرم:

220YSmtp mta499.mail.yahoo.com ESMTP service ready


بعد عبارت زیر را تایپ کنید :(چون از telnet استفاده میکنید حروفی که شما مینویسید دیده نمی شود و همین طور از دکمه BackSpace نمی توانید استفاده کنید)


HELO yahoo.com


اگر میخواهید به جاهای دیگه ایمیل بزنید میتوانید جلوی HELO اسم سایت مورد نظر خود را تایپ کنید که ایرادی ندارد چون اکثرا چک نمی شود
.بعد از این مرحله جواب میشنویم :

220mta499.mail.yahoo.com


حالا میخواهیم مشخص کنیم که ایمیل از طرف چه کسی است در اینجا ما میخواهیم از طرف emad@hotmail.com ایمیل بزنیم پس تایپ میکنیم:


< MAIL FROM: < EMAD@HOTMAIL.COM


جواب میگیریم:

250sender ok


حالا باید مشخص کنیم که میخواهیم برای چه شخصی ایمیل بفرستیم ما در اینجا میخواهیم برای HACK2@YAHOO.COM ایمیل بفرستیم.پس تایپ میکنیم:


< RCPT TO: < HACK2@yahoo.com


و جواب می‌گیریم:

250recipient ok


حلا مینویسیم:


DATA


جواب میگیریم:

354go ahead


حال وقت تایپ کردن یک سری چیز‌های اساسی است. اول می‌نویسیم:



From: EMAD MIRFLLAH


EMAD MIRFLLAH همان اسمی است که ما میخواستم از طرف او ایمیلی بفرستیم بعد ازاین مراحل SUBJECT خود را تایپ میکنیم :


Subject: SALAM


و بعد دوتا !!! Enter زده و متن نامه را می‌نویسیم:



FARDA KELLAS DARAM
.




دقت کنید نقطه اخر را حتما بعد از پایان نامه بگذارید زیرا باید ما به پورت 25 حالی کنیم که متن نامه تمام شده است بهد از گذاشتن نقطه و زدن کلید Enter جواب دریافت میکنیم:

250ok dirdel


سپس مینویسیم :



QUIT


و خارج میشویم.
.
.

[ سه‌شنبه 11 فروردین‌ماه سال 1383 ] [ 02:15 ] [ پیمان ]

   1      2    >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 570768